تصاویری از دانشجویان علوم با اساتید محترم











فقط فرهنگ سراوانی











1- خداوند در خلقت حوا به خودش تبريك گفته است.
((ثم ان ثناء ناه خلقا آخر و فتبارك الله احسن الخالقين))
2- زن ها شباهت هاي با خدا دارند:
شريك ناپذيرند- مشتاق تجلي اند- سن بر آنها نمي گذرد
نگران مرگ نيستند.
3- زن ها معمولا از چهار سين نمي آيد:
سن- سوسك- سكوت و سياست !
مراسم عروسي در سراوان
خواستگارى:
وقتى كه پسر، دخترى را در نظر گرفت يا مادر يا خواهر و يا پدر، دخترى را به پسر
پيشنهاد كردند، در صورت قبول پسر، خود پدر و يا يكى از عموهاى او به نزد پدر دختر
رفته و بعد از اندكى نشستن و گپ زدن، سر صحبت با پدر دختر باز مىكند و مى گويد كه
شما پسر مرا به عنوان بنده و كوچك خودتان قبول كنيد. پدر دختر هم براى جواب دادن چند
روز مهلت مى خواهد. و در اين چند روز، نظر عموهاى دختر و خويشان و اقوام خود را در
اين مورد جويا مىشود و از خود دختر هم نظر خواهى مىكند. چنانچه آنها نيز جواب مثبت
دادند، پدر دختر، جواب را به والدين پسر اعلام مى كند.
مهريه (جهاز):
خويشان پسر و دختر جمع مىشوند و در مورد جِهاز يا مهريه گفتگو مىپردازند.
تعداد پولى كه به عنوان مهريه تعيين مىشود، در ميان طوايف مختلف
بلوچ، متفاوت است و براساس توانايى مالى پدر پسر مىباشد و مقدار مهريه ممكن است در
بعضى از طوايف به 30 مثقال و يا 50 مثقال يا حتى 150 مثقال طلا هم برسد و معمولاً
درهمين مراسم نيز پدر پسر معمولاً يك ميليون تومان يا كمتر و بيشتر به عنوان نِشانه (شيربها)
به پدر دختر مىدهد كه اين پولها صرف خريد وسايلى نظير وسايل آرايشى، كفش - دمپايى ...
براى عروس مى شوند در واقع از آن عروس هستند. همچنين هزينه عروسى و مخارج جشن
بر عهده پدر داماد مىباشد ولى اين هزينه ها، جز مهريه به حساب نمى آيند.
دوران نامزدى:
بعد از مراسم تعيين مهريه و دادن شيربها, نشانه ها, پسر و دختر رسماً نامزد يكديگر
مى شوند و دوران نامزدى آنها آغاز مى شود. دوران نامزدى ممكن است گاه تا چندسال و
يا چند ماه و يا يك هفته طول بكشد. در اين مدت معمولاً 50 درصد از احتياجات دختر از
قبيل كفش و لباس و ... را بايد خانواده پسر تأمين نمايند. اما آنچه كه در دوران نامزدى
بلوچها قابل توجه مى باشد، عدم ديدار دختر و پسر مى باشد يعنى آنها حق ندارند كه در
اين دوران با همديگر نشسته و صحبت كنند. گويى اين ديدار و صحبت كردن پسر و
دختر نوعى گناه محسوب مى شود. و اگر چنانچه در نزد كسى اين كار صورت گيرد،
بقيه خانواده ها آنها را مورد طعن و سرزنش قرار مىدهند. البته در حال حاضر اين جريان
تا حدودى كمرنگ شده است.
مراسم عروسى:
دعوت دادن:
در سراوان، اغلب در روز دوشنبه چند نفر زن
از بستگان عروس و داماد، بعد از نماز ظهر پيش
اهالى روستا رفته و زنان روستا را دعوت مىكنند
كه عروسى دختر فلان كس است و از شما دعوت
به عمل آورده كه در اين مراسم شركت كنيد لذا
در شب دوشنبه زنان در خانه پدرو مادر داماد گرد مى آيند
و به شادى مى پردازند. دعوت دادن زنان روستاهاى
ديگر بدين صورت است كه در روزهاى چهارشنبه و
پنجشنبه دو يا سه نفر زن به روستاهاى اطراف
مي روند و خويشان و آشنايان خود را دعوت مىكنند
كه در شب پنجشنبه در مراسم عروسى شركت كنند.
دعوت مردان خود روستا بدينترتيب است كه به تمامى
خانه هاى روستا سر مى زند و مى گويد كه امشب
جشن عروسى پسر فلانى است و از شما دعوت به
عمل آورده كه شركت كنيد. اما مردان روستاها و
شهرهاى ديگر را با فرستادن كارت دعوت مى كنند.
بستن حجله يا جُل:
صبح سه شنبه يك رأس بز نر در خانه پدر عروس مى كشند و با گوشت آن برنج و خورشت
درست مى كنند و به مهمان ها نهار مى دهند و بعد از خوردن نهار و معمولاً در ساعت 3 در
حاليكه نوازندگان با شدت هرچه تمامتر طبل و دُهل مى زنند و مى خوانند، عروس را
كه در لهجه محلى به او »بانور« مى گويند در گوشه اى از اتاق مى نشانند و جُل را كه معمولاً
يك پتو و يا ملحفه اى است، مى بندند. بعد از اينكه جُل را بستند، لباسهايى را كه پدر و مادر
داماد (كه معمولاً نزديك به 30 يا 40 جفت هستند) به عروس داده اند، را از صندوق بيرون
مى آوردند تا تمامى زنها آنها را ببينند. ولى در اين شب دست و پاى عروس را حنا نمى بندند
اما جشن و پايكوبى و رقص همچنان ادامه دارد.
مراسم حنابندان يا شب دُزّكى:
در شب چهارشنبه در حاليكه جشن و سرور و پايكوبى همچنان ادامه دارد، دست و پاهاى
داماد را كه در لهجه محلى به او »سالُونْك« مىگويند، را در خانه خودش حنا مى بندند كه
اوج شادى در همين لحظه جريان دارد، و نوازندگان با شدت هرچه تمامتر به طبل يا دُهُل
مى كوبند. در اين هنگام داماد را روى يك چهارپايى يا تخت مى نشانند بطوريكه پاهاى او از
چهارپايى آويزان باشند. در حين حنابستن دست و پاهاى داماد، آشنايان عروس و داماد كه در
كنار تخت حضور دارند، پولهايى را بر سر و روى داماد مى گيرند كه اين پولها را نوازندگان
و يا رقاصان جمع مى كنند. عين همين مراسم در خانه عروس نيز جريان دارد ولى بر خلاف داماد، عروس
را بر روى تخت نمى نشانند بلكه او را در پشت همان جُل بر روى يك لحاف مى خوابانند و
زير پاهاى او يك بالشت مىگذارند و خواهر يا مادراو، دست و پاهاى او را حنا مىبندد. در
مراسم حنابندان معمولاً نوازندگان اين نازينك را بيشتر تكرار مى كنند كه »داماد يا عروس
حنابندان است و مادر و پدرش شادمان هستند« به هر حال در اين شب كه به شب دُزوكى
شهرت دارد، تا نزديكى سحر، جشن و پايكوبى ادامه دارد.
شب راستكى:
در اوايل صبح پنجشنبه معمولاً در نزديكى مجلس يا ديوان مردان، نزديك به 10 يا 20 بز نر
و ماده و يا يكى دو گاو مى كشند. قصابها گوشتها را تكه تكه مى كنند و از ساعت 2 به بعد
آشپزها كار خودشان را آغاز مى كنند و تا ساعت 8 شب خوراك مدعوين، چه زن و چه مرد
را فراهم مى آورند. در هنگام عصر، زنان حناهاى زيادى را مى كوبند و به هر خانه اى در
روستا مقدارى حنا مى فرستند و در اين روز تمامى دعوتشدگان، چه از خود روستا و چه از
روستاهاى ديگر به خانه داماد يا عروس گرد مى آيند و معمولاً بعد از نماز عشاء، شام را به
مهمان ها مي دهند در اين شب نيز دست و پاهاى داماد و عروس را حنا مى بندند و از آنجا كه
در اين شب برخلاف شبهاى ديگر، ديوان يا مجلس مردان نيز وجود دارد، پس از اينكه دست
و پاهاى داماد را حنا بستند، او را به ديوان مردان مى آوردند و شاعر به محض ديدن داماد،
شعرهايى را در وصف او مى خواند و در اين هنگام اطرافيان داماد پولهايى را بر سر او
مىگيرند كه اين پولها را رقاص شاعر جمع آورى مى كند و در اين شب جشن تا صبح ادامه
دارد.
مراسم استحمام:
روز جمعه بعد از خوردن نهار و معمولاً ساعت 4 داماد را به
مظهر قنات يا چشمه يا
رودخانه مىبرند. در مسير راه نوازندگان شادى
را سر مىدهند و مى گويند »داماد را سر
آب مى بريم و سرو جانش را مى شوئيم و داماد
ما يك دلبر است او را سر حمام مى بريم«.
بعد از رسيدن به قنات يا چشمه و رودخانه،
لباسهاى داماد را از تنش بيرون آورده و يكى از
نزديكان داماد بدنش را صابون مى مالد و در
اين هنگام نوازندگان به نواختن طبل و خواندن
مشغول هستند. پس از استحمام داماد و
پوشيدن لباسهايش به چند روستاى اطراف
نيز مى روند و آنگاه به روستا باز مى گردند.
مراسم نكاح:
بعد از رسيدن به روستا، به خانه و يا به مسجد مى روند. مولوى محله يا روستا حاضر شده و
دو نفر را نزد عروس مى فرستند تا رضايت او را جويا شده و او وكيل خود را معرفى نمايد.
معمولاً عروس، پدر يا عموى خودش را به عنوان وكيل انتخاب مى كند. خلاصه اينكه داماد
در مقابل مولوى مى نشيند. قبل از خطبه عقد، مولوى مشخصات سجلى عروس را مى خواند و
خطاب به داماد مىگويد كه او را با اين مقدار مهريه به زنى شما در آوردم، آيا خواستي قبول
كردي؟ داماد در جواب مى گويد: خواستم قبول كردم. آنگاه رو به وكيل عروس، بعد از
خواندن مشخصات سجلى داماد، مى گويد: كه آيا دختر را با اين مقدار مهريه به زنى
داماد دادى و بخشيدى؟ وكيل در جواب مى گويد: دادم و بخشيدم. آنگاه مولوى دست راست
داماد را در دست گرفته و خطبه نكاح را مى خواند و سپس همه حاضرين براى سلامتى و
خوشبختى عروس و داماد، دعا مى كنند و بعد از نكاح شيرينى يا غذايى مى خورند.
مراسم شب زفاف:
داماد آمد به به به عروس خنديد قه قه قه
بعد از نكاح و معمولا در سراوان رسم است كه نصف شب ،
داماد را در حاليكه
پدر و برادر يا دو نفر از نزديكان او، دو دستش را گرفته اند،
به سوى خانه عروس
مىبرند. در مسير راه نوازندگان به رقاصى و پايكوبى مىپردازند.
زمانيكه به در
خانه عروس مى رسند، گوسفند و يا مرغي را سر بريده
و كمي از خون آن را به
كف پاي داماد مي مالند (براي در امان ماندن از بلا)
و داماد را پا گشا مي كنند.
« پس از ورود به خانه، داماد ابتدا دو ركعت نماز نفل
مستحب مى خواند و بعد از
آن در كنار عروس كه قبلا او را آرايش داده اند،
بر روى تخت مى نشيند و زانوى خود
را روى زانوى عروس مى گذارد. در اين هنگام يك
نفر از بستگان سر عروس و داماد را
سه بار به هم مى زند تا همسر شوند .در اين زمان
در دامان داماد يك پسربچه اى
مى نشانند به نيّت اينكه اولين بچه آنها پسر باشد.
و در بعضى از روستاها به داماد يك ليوان
شير يا نوشابه ميدهند كه او مقدارى را خورده
و باقيمانده را به عروس مى خوراند. بعد از يك
ساعت حضّار از خانه بيرون مىروند و عروس
وداماد را تنها مى گذارند.
مراسم مباركى:
سر صبح شنبه، بعد از صرف صبحانه، خويشان و نزديكان عروس و داماد به تدريج و اندك
اندك به اتاقى كه عروس و داماد در آن هستند، مى روند و دست خود را به پشت عروس و
داماد مىزنند و مى گويند مبارك بادا، مباركبادا. و بعد از آن سكه بر سر و روى داماد و
عروس مىريزند كه كودكان اين سكه ها را جمع مى كنند و بعد از اين مراسم، مراسم
عروسى تمام مى شود.
دعوت از عروس و داماد:
بعد از مراسم مباركى، ابتدا تمامى خويشان و نزديكان
عروس و داماد كه در همان روستا
هستند، شام يا ناهار آن دو را به نوبت و بر اساس
اطلاع قبلى به خانه آنها مى رسانند. اما اگر
چنانچه آنها داراى خويشان نزديكى در روستاهاى
ديگرى باشند، بعد از چند روز، از عروس
و داماد دعوت به عمل مى آورند.
نكته جالب در عروسى بلوچها اين است كه با
وجود آنكه تمامى مخارج عروسى بر عهده داماد
است، امّا داماد را به نزد عروس مى برند.
منظورم اين است كه در بعضي از قوم ها در ايران
رسم است كه عروس را به خانه داماد مي برند .
*از شما وانوكانو پيت كه نظر وتا بيهوش مكنه كسرين
برات شما عبدالخالق*
مراسم چليكان در سراوان*
چليكان:(به دنيا آمدن فرزند)
قبل از به دنيا آمدن فرزند در ماه هاي آخر زايمانش
دختر را به خانه مادرش مي برند و دختر فرزند اولش
را در خانه مادرش به دنيا مي آ ورد.
*در رسم بلوچي براي رفع نگراني و مطمئن
بودن مادر اولين نوزاد را دختر
در خانه مادرش به دنيا مي آورد.
مراسم ديسنوكي:(اولين ديدار نوزاد)
براي اولين ديدارنوزاد خانواده داماد و يا هر كس
ديگري مبلغي را كناره نوزاد مي گذارد كه اين مبلغ
در زبان بلوچي ديسنوكي نام دارد.
تفاوت مراسم چليكان براي پسرودختر:
در ميان طايفه به فرزند پسر خيلي اهميت
مي دهند چنانچه فرزند پسري به دنيا بيايد
خانواده مراسم مجلل تري برپا مي كند كه اين
مراسم شش روز يا شب
مي باشد.(كه بيشتر در اصطلاح شب مي باشد)
براي نوزاد پسر دو گوسفند و براي نوزاد دختر يك
گوسفند مي كشنداين كار را
خانوادي انجام مي دهد كه از نظر مالي توانايي
دارند و براي خانوادهي كه از نظر
مالي وسع آنها نمي رسد با دادن شيريني و
حلوا اكتفا مي كنند.
شب اول چليكان:
شبي كه نوزاد به دنيا مي آيد ودر گوش نوزاد
اذان مي دهند وقسمتي از مراسم
ديسنوكي را در بر مي گيرد كه خانواده داماد
مي آيد ودر اين شب مراسم چليكان شروع
مي شود ودر شب هاي بعدي هم با شكوه تر
برگزار مي شود تا شب ششم
كه در زبان بلوچي به شب ششگ معروف است.
شب ششگ(شب آخر چليكان):
از نام اين شب معلوم است كه شب آخر
چليكان مي باشد كه در اين شب گوسفند
مي كشند و دعا مي كنند كه اين نوزاد فرزنده صالحي وسالمي براي پدر و مادر باشد.
نوعي شب تاكي در سراوان به خصوص در روستاي هوشك
نونوك هتي برين كه شپ پوشي چادرنت
كه شپ پوشي چادرنت پاسباني كادرنت
*****
بي بي فاطمه پيغمبر نامي منكلا مولاينت
اولاد رسول الله هنت
*از شما وانوكانو پيت كه نظر وتا بيهوش مكنه كسرين برات
شما عبدالخالق*
Hoshak.blogfa.com
